فعل
رفتار کردن، برخورد کردن؛ فروخوردن، کنترل کردن (احساسات)
معانی و تعاریف verhalten:
- رفتار کردن، عمل کردن به شیوهای خاص (معمولاً با sich).
- احساسات، خشم یا خنده را کنترل کردن، فروخوردن یا نگه داشتن.
جملات نمونه برای verhalten:
Er ''verhält'' sich immer sehr höflich.
او همیشه خیلی مؤدبانه رفتار میکند.
Sie konnte ihre Tränen kaum ''verhalten''.
او به سختی میتوانست اشکهایش را کنترل کند/نگه دارد.
Er verhält sich immer sehr höflich.
او همیشه خیلی مؤدبانه رفتار میکند.