verhalten

Aussprache: /fɛɐ̯ˈhal.tn̩/
Wortzerlegung: ver·hal·ten
صفت

محتاطانه، فروخورده، کم‌رنگ، با خویشتن‌داری

Beispiele

  • Er sprach mit ''verhaltener'' Stimme.او با صدایی محتاطانه و آرام صحبت کرد.
  • Die Reaktion des Marktes war sehr ''verhalten''.واکنش بازار به این اخبار بسیار محتاطانه بود.

Bedeutungen

1

بیانگر احتیاط، خویشتن‌داری یا هیجان مهارشده؛ غیرمستقیم و آمیخته با تردید.

  • Er sprach mit verhaltener Stimme.او با صدایی محتاطانه/فروخورده صحبت کرد.
  • Die Kunden reagierten verhalten auf das neue Angebot.مشتریان واکنش محتاطانه‌ای به پیشنهاد جدید نشان دادند.