verhalten
محتاطانه، فروخورده، کمرنگ، با خویشتنداری
Beispiele
- Er sprach mit ''verhaltener'' Stimme.او با صدایی محتاطانه و آرام صحبت کرد.
- Die Reaktion des Marktes war sehr ''verhalten''.واکنش بازار به این اخبار بسیار محتاطانه بود.
Bedeutungen
1
بیانگر احتیاط، خویشتنداری یا هیجان مهارشده؛ غیرمستقیم و آمیخته با تردید.
- Er sprach mit verhaltener Stimme.او با صدایی محتاطانه/فروخورده صحبت کرد.
- Die Kunden reagierten verhalten auf das neue Angebot.مشتریان واکنش محتاطانهای به پیشنهاد جدید نشان دادند.