فعل
مذاکره کردن، گفتگو کردن
معانی و تعاریف verhandeln:
- با کسی در مورد چیزی گفتگو کردن به منظور رسیدن به توافق یا حل اختلاف.
- یک پرونده یا دعوا را در دادگاه بررسی کردن و حکم صادر کردن.
جملات نمونه برای verhandeln:
Über die genauen Bedingungen des Vertrags müssen wir noch ''verhandeln.''
ما هنوز باید درباره شرایط دقیق قرارداد مذاکره کنیم.
[Deutschland 1990:] Die neue europäische Ordnung sollte auch nicht mit einem Friedensvertrag besiegelt werden, weil man dann mit mehr als 100 ehemaligen Kriegsgegnern Deutschlands langwierig hätte ''verhandeln'' müssen.
[آلمان ۱۹۹۰:] نظم جدید اروپایی نباید با یک پیمان صلح نیز مهر و موم میشد، زیرا در آن صورت میبایست با بیش از ۱۰۰ دشمن جنگی سابق آلمان به طور طولانی مذاکره میشد.
Wir müssen über den Preis verhandeln.
ما باید در مورد قیمت مذاکره کنیم.