فعل
(با بلند کردن نادرست چیزی) به خود آسیب رساندن، (مجازاً) از عهده کاری برنیامدن
معانی و تعاریف verheben:
- (sich verheben) در حین بلند کردن چیزی سنگین، به خود آسیب رساندن، معمولاً به کمر.
جملات نمونه برای verheben:
Ich habe mich beim Möbel packen ''verhoben'' und mir einen Muskel gezerrt.
من هنگام بستهبندی اثاثیه به خودم آسیب رساندم و عضلهام کشیده شد.
Mit der Selbstständigkeit hat sich Peter wohl ''verhoben!''
پیتر با خوداشتغالی احتمالاً از عهده کار برنیامده است!
Sie hat sich beim Umzug verhoben und hat jetzt Rückenschmerzen.
او هنگام اسبابکشی به خودش آسیب رساند و حالا کمردرد دارد.