verheilen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈhaɪ̯lən/
Wortzerlegung: ver·hei·len
فعل

بهبود یافتن، التیام یافتن

Beispiele

  • Im Fall einer Messerwunde handelt es sich um glatte Wundränder, die sehr gut ''verheilen.در مورد زخم چاقو، لبه‌های زخم صاف هستند که به خوبی بهبود می‌یابند.

Bedeutungen

1 Intransitiv

یک زخم یا جراحت بهبود یابد و بسته شود (لازم).

  • Die Wunde ist gut verheilt.زخم به خوبی التیام یافته است.
  • Es dauert lange, bis ein Knochenbruch verheilt.مدت زیادی طول می‌کشد تا یک شکستگی استخوان التیام یابد.
2 Akkusativ

یک زخم یا جراحت را بهبود بخشیدن و بسته کردن (متعدی، کمتر رایج).

  • Die Salbe soll die Wunde schnell verheilen.این پماد باید زخم را سریع التیام دهد.
  • Die Zeit verheilt alle Wunden.زمان همه زخم‌ها را التیام می‌بخشد.