verheissenen
نویدبخش، مژدهدهنده، وعدهدهنده
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas), Dativ (jemandem etwas)
قول دادن یا نوید دادن چیزی در آینده، اغلب با تأکید بر اهمیت یا قطعیت آن؛ پیشگویی کردن.
- Der Prophet verhieß seinem Volk eine glorreiche Zukunft.پیامبر آیندهای پر افتخار را برای قومش نوید داد.
- Die neue Technologie verspricht, die Art, wie wir leben, grundlegend zu verändern.فناوری جدید وعده میدهد که نحوه زندگی ما را اساساً تغییر دهد.