verhelfen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈhɛlfn̩/
Wortzerlegung: ver·hel·fen
فعل

موجب دستیابی شدن، کمک کردن به نیل به موفقیتی

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + zu + Dativ (Ziel)

زمینه‌سازی کردن یا واسطه شدن تا کسی به هدف، شغل، حق یا مقصودی برسد

  • Sein Onkel verhalf ihm zu einer guten Anstellung.عمویش به او کمک کرد تا به یک موقعیت شغلی خوب دست یابد.
  • Die neue Strategie verhalf der Firma zum Durchbruch.استراتژی جدید باعث نیل شرکت به موفقیت و پیشرفت بزرگ شد.