verhohlen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈhoːlən/
Worttrennung: ver·hoh·len
صفت

پنهانی، مستور، درگوشی

Bedeutungen

1

به معنای پنهان، مخفیانه، یا به دور از چشم دیگران انجام شده یا بیان شده است.

  • Er warf ihr einen verhohlenen Blick zu.او نگاهی پنهانی به او انداخت.
  • Sie sprach mit verhohlener Stimme, um niemanden zu wecken.او با صدایی آهسته و پنهانی صحبت کرد تا کسی را بیدار نکند.
  • Das war eine verhohlene Kritik an der Regierung.این یک انتقاد پنهانی از دولت بود.
2

به طور غیرمستقیم، بدون بیان صریح، با اشاره‌ای پنهان.

  • Seine Worte hatten eine verhohlene Bedeutung.کلمات او معنایی پنهان داشتند.
  • Sie machte eine verhohlene Andeutung, dass sie bald abreisen würde.او اشاره‌ای پنهانی کرد که به زودی سفر خواهد کرد.
  • Der Film enthält verhohlene politische Botschaften.این فیلم پیام‌های سیاسی پنهانی را در خود دارد.