verhohlen
پنهانی، مستور، درگوشی
Bedeutungen
1
به معنای پنهان، مخفیانه، یا به دور از چشم دیگران انجام شده یا بیان شده است.
- Er warf ihr einen verhohlenen Blick zu.او نگاهی پنهانی به او انداخت.
- Sie sprach mit verhohlener Stimme, um niemanden zu wecken.او با صدایی آهسته و پنهانی صحبت کرد تا کسی را بیدار نکند.
- Das war eine verhohlene Kritik an der Regierung.این یک انتقاد پنهانی از دولت بود.
2
به طور غیرمستقیم، بدون بیان صریح، با اشارهای پنهان.
- Seine Worte hatten eine verhohlene Bedeutung.کلمات او معنایی پنهان داشتند.
- Sie machte eine verhohlene Andeutung, dass sie bald abreisen würde.او اشارهای پنهانی کرد که به زودی سفر خواهد کرد.
- Der Film enthält verhohlene politische Botschaften.این فیلم پیامهای سیاسی پنهانی را در خود دارد.