verholen
جابجا کردن کشتی (با طناب یا یدککش)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) verholen
کشتی یا قایق را با استفاده از طناب، کابل یا یدککش در بندر یا اسکله جابجا کردن
- Der Schlepper verholte das große Schiff an den Kai.یدککش کشتی بزرگ را به اسکله جابجا کرد.
- Wir mussten das Boot mit Seilen verholen.ما مجبور بودیم قایق را با طنابها جابجا کنیم.
2
sich (Akkusativ) verholen
خود را به عنوان شناور در اسکله یا لنگرگاه جابجا کردن (حالت بازتابی)
- Das Schiff verholte sich langsam in die richtige Position.کشتی به آرامی خود را به موقعیت صحیح جابجا کرد.
- Das Schiff verholte sich langsam an den Ankerplatz.کشتی به آرامی خود را به محل لنگرگاه جابجا کرد.