verhuren
خرج فاحشگی کردن، به باد دادن (پول)
Beispiele
- Dariusz Michaelczewski zieht bittere Bilanz. ‚Ich habe 30 Millionen ''verhurt'' und versoffen‘.داریوش میشائیلوویچ به حسابکشی تلخی میپردازد. 'من 30 میلیون را خرج فاحشگی و عرق کردم'.
Bedeutungen
1
sich verhuren
(خود را) به فحشا کشاندن، فاحشگی کردن، (مجازی) خود را فروختن (برای پول یا منفعت)
- Sie hat sich für Geld verhurt.او خود را برای پول به فحشا کشاند.
- Manche Künstler verhuren sich für den kommerziellen Erfolg.برخی هنرمندان خود را برای موفقیت تجاری میفروشند (اصالت خود را از دست میدهند).
2
Akkusativ
(کسی را) به فحشا کشاندن
- Er wurde beschuldigt, junge Frauen verhurt zu haben.او متهم شد که زنان جوان را به فحشا کشانده است.
- Solche Milieus verhuren oft die Jugend.چنین محیطهایی اغلب جوانان را به فحشا میکشانند.