verjähren

Aussprache: /fɛɐ̯ˈjɛːrən/
Worttrennung: ver·jäh·ren
فعل

مشمول مرور زمان شدن، منقضی شدن (حقوقی)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در حقوق، حق یا دعوایی که پس از گذشت مدت زمان قانونی تعیین شده، دیگر قابل پیگیری یا اجرا نیست و از اعتبار ساقط می‌شود.

  • Die Forderung ist nach zehn Jahren verjährt.مطالبه پس از ده سال مشمول مرور زمان شد.
  • Wenn ein Anspruch verjährt, kann er nicht mehr gerichtlich durchgesetzt werden.وقتی ادعایی مشمول مرور زمان شود، دیگر نمی‌توان آن را از طریق دادگاه اجرا کرد.