verkäuflich
قابل فروش
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را فروخت؛ آماده برای فروش بودن.
- Das Haus ist wieder zu verkaufen.خانه دوباره برای فروش گذاشته شده است.
- Sind diese alten Möbel noch verkäuflich?آیا این مبلمان قدیمی هنوز قابل فروش هستند؟
- Der Künstler hat viele seiner Bilder verkäuflich gemacht.هنرمند بسیاری از نقاشیهای خود را برای فروش آماده کرد.
2
در زبان محاورهای، به معنای کسی که به راحتی تحت تأثیر قرار میگیرد یا قابل خریدن است (به طور غیررسمی).
- Er ist nicht leicht zu beeinflussen, nicht so leicht verkäuflich.تحت تأثیر قرار دادن او آسان نیست، به راحتی قابل خریدن نیست.
- Manche Politiker sind leider sehr verkäuflich.متأسفانه برخی سیاستمداران به راحتی قابل خریدن هستند.
- Diese Idee ist nicht verkäuflich, wir müssen sie selbst umsetzen.این ایده قابل فروش نیست، ما باید خودمان آن را اجرا کنیم.