verkäuflich

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkɔɪ̯flɪç/
Worttrennung: ver·käuf·lich
صفت

قابل فروش

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را فروخت؛ آماده برای فروش بودن.

  • Das Haus ist wieder zu verkaufen.خانه دوباره برای فروش گذاشته شده است.
  • Sind diese alten Möbel noch verkäuflich?آیا این مبلمان قدیمی هنوز قابل فروش هستند؟
  • Der Künstler hat viele seiner Bilder verkäuflich gemacht.هنرمند بسیاری از نقاشی‌های خود را برای فروش آماده کرد.
2

در زبان محاوره‌ای، به معنای کسی که به راحتی تحت تأثیر قرار می‌گیرد یا قابل خریدن است (به طور غیررسمی).

  • Er ist nicht leicht zu beeinflussen, nicht so leicht verkäuflich.تحت تأثیر قرار دادن او آسان نیست، به راحتی قابل خریدن نیست.
  • Manche Politiker sind leider sehr verkäuflich.متأسفانه برخی سیاستمداران به راحتی قابل خریدن هستند.
  • Diese Idee ist nicht verkäuflich, wir müssen sie selbst umsetzen.این ایده قابل فروش نیست، ما باید خودمان آن را اجرا کنیم.