verkürzen
کوتاه کردن، کاهش دادن
Beispiele
- Die neue Festplattentechnik ''verkürzt'' die Kopierzeit erheblich.فناوری جدید هارد دیسک، زمان کپی کردن را به طور قابل توجهی کاهش میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
طول یا مدت زمان چیزی را کوتاه کردن.
- Sie hat ihre Haare verkürzt.او موهایش را کوتاه کرده است.
- Wir müssen die Wartezeit verkürzen.ما باید زمان انتظار را کوتاه کنیم.
2
Akkusativ
متنی یا سخنرانی را خلاصه کردن، کوتاه کردن.
- Der Redakteur hat den Artikel verkürzt.ویراستار مقاله را کوتاه کرد.
- Man kann den Text auf die wichtigsten Punkte verkürzen.میتوان متن را به نکات اصلی خلاصه کرد.
3
sich + Dativ (die Zeit) + mit + Dativ
وقت گذراندن، سرگرم کردن خود (معمولاً با "sich die Zeit").
- Er verkürzte sich die Zeit mit Lesen.او با مطالعه وقت خود را گذراند.
- Wie verkürzt du dir die lange Reise?چطور سفر طولانی را برای خودت کوتاه میکنی (وقت میگذرانی)؟