verkürzen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkʏʁtsən/
Worttrennung: ver·kür·zen
فعل

کوتاه کردن، کاهش دادن

Beispiele

  • Die neue Festplattentechnik ''verkürzt'' die Kopierzeit erheblich.فناوری جدید هارد دیسک، زمان کپی کردن را به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

طول یا مدت زمان چیزی را کوتاه کردن.

  • Sie hat ihre Haare verkürzt.او موهایش را کوتاه کرده است.
  • Wir müssen die Wartezeit verkürzen.ما باید زمان انتظار را کوتاه کنیم.
2 Akkusativ

متنی یا سخنرانی را خلاصه کردن، کوتاه کردن.

  • Der Redakteur hat den Artikel verkürzt.ویراستار مقاله را کوتاه کرد.
  • Man kann den Text auf die wichtigsten Punkte verkürzen.می‌توان متن را به نکات اصلی خلاصه کرد.
3 sich + Dativ (die Zeit) + mit + Dativ

وقت گذراندن، سرگرم کردن خود (معمولاً با "sich die Zeit").

  • Er verkürzte sich die Zeit mit Lesen.او با مطالعه وقت خود را گذراند.
  • Wie verkürzt du dir die lange Reise?چطور سفر طولانی را برای خودت کوتاه می‌کنی (وقت می‌گذرانی)؟