verkabelten
کابلکشی کرده بودند
Bedeutungen
1
Akkusativ
نصب و اتصال سیستمهای سیمی یا کابلی در یک ساختمان، دستگاه یا سیستم به صورت جامع و تخصصی.
- Das neue Rechenzentrum wurde mit modernster Glasfasertechnologie verkabelt.مرکز داده جدید با پیشرفتهترین فناوری فیبر نوری سیمکشی شد.
- Die gesamte Infrastruktur des Flughafens musste für die Olympischen Spiele neu verkabelt werden.کل زیرساخت فرودگاه برای بازیهای المپیک باید مجدداً کابلکشی میشد.