verkalken

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkalkn̩/
Wortzerlegung: ver·kal·ken
فعل

رسوب گرفتن (کربنات کلسیم)، آهکی شدن، گرفتگی عروق

Beispiele

  • Die Kaffeemaschine ist schon wieder ''verkalkt.دستگاه قهوه‌ساز دوباره رسوب گرفته است.
  • In Waschmaschinen ''verkalken'' die Heizstäbe weniger stark als in Heißwassergeräten.در ماشین‌های لباسشویی، المنت‌ها کمتر از دستگاه‌های آب گرم رسوب می‌گیرند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با رسوبات آهکی پوشیده شدن یا سفت شدن، به ویژه در مورد لوله‌ها یا دستگاه‌ها.

  • Der Wasserkocher ist stark verkalkt.کتری آب به شدت رسوب آهک گرفته است.
  • Alte Wasserleitungen verkalken mit der Zeit.لوله‌های آب قدیمی به مرور زمان آهکی می‌شوند.
2 intransitiv

سخت شدن و از دست دادن انعطاف‌پذیری دیواره رگ‌های خونی به دلیل رسوب کلسیم (تصلب شرایین).

  • Im Alter können die Arterien verkalken.در سنین بالا ممکن است شریان‌ها سفت شوند.
  • Rauchen kann dazu führen, dass die Gefäße schneller verkalken.سیگار کشیدن می‌تواند باعث شود رگ‌ها سریع‌تر آهکی شوند.