verkalken
رسوب گرفتن (کربنات کلسیم)، آهکی شدن، گرفتگی عروق
Beispiele
- Die Kaffeemaschine ist schon wieder ''verkalkt.دستگاه قهوهساز دوباره رسوب گرفته است.
- In Waschmaschinen ''verkalken'' die Heizstäbe weniger stark als in Heißwassergeräten.در ماشینهای لباسشویی، المنتها کمتر از دستگاههای آب گرم رسوب میگیرند.
Bedeutungen
1
intransitiv
با رسوبات آهکی پوشیده شدن یا سفت شدن، به ویژه در مورد لولهها یا دستگاهها.
- Der Wasserkocher ist stark verkalkt.کتری آب به شدت رسوب آهک گرفته است.
- Alte Wasserleitungen verkalken mit der Zeit.لولههای آب قدیمی به مرور زمان آهکی میشوند.
2
intransitiv
سخت شدن و از دست دادن انعطافپذیری دیواره رگهای خونی به دلیل رسوب کلسیم (تصلب شرایین).
- Im Alter können die Arterien verkalken.در سنین بالا ممکن است شریانها سفت شوند.
- Rauchen kann dazu führen, dass die Gefäße schneller verkalken.سیگار کشیدن میتواند باعث شود رگها سریعتر آهکی شوند.