verkapseln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkapsl̩n/
Wortzerlegung: ver·kap·seln
فعل

کپسوله کردن، در غلاف قرار دادن

Beispiele

  • Die Larven des Fuchsbandwurms wachsen nämlich in den Organen des Menschen - vornehmlich in der Lunge oder Leber - langsam heran, können sich ''verkapseln'' und Zysten bilden.لاروهای کرم نواری روباه در اندام‌های انسان - عمدتاً در ریه یا کبد - به آرامی رشد می‌کنند، می‌توانند کپسوله شوند و کیست تشکیل دهند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(چیزی را) کپسوله کردن، در پوششی محافظ قرار دادن.

  • Die Wirkstoffe werden in kleine Kapseln verkapselt.مواد فعال در کپسول‌های کوچک کپسوله می‌شوند.
  • Man kann Gerüche in speziellen Materialien verkapseln.می‌توان بوها را در مواد خاصی کپسوله کرد.
2 sich verkapseln

(خود را) منزوی کردن، گوشه‌گیر شدن، یا در مورد یک بیماری، محصور شدن در بدن.

  • Nach dem Verlust hat sie sich völlig verkapselt.بعد از آن فقدان، او کاملاً منزوی شد.
  • Die Entzündung hat sich verkapselt und bildet nun einen Abszess.التهاب محصور شده و اکنون یک آبسه تشکیل می‌دهد.