verkaufen
فروختن، (sich) جلوه دادن/ارائه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ an + Akkusativ / Dativ)
کالا یا ملکی را در ازای دریافت پول به دیگری واگذار کردن
- Er hat sein altes Auto an einen Händler verkauft.او ماشین قدیمیاش را به یک فروشنده فروخت.
- Das Geschäft verkauft hochwertige Bio-Produkte.این مغازه محصولات ارگانیک باکیفیت میفروشد.
2
sich + Akkusativ
مهارتها، توانمندیها یا خود را در مصاحبه/جامعه به شکل خاصی عرضه کردن و نشان دادن
- Sie kann sich im Vorstellungsgespräch sehr gut verkaufen.او میتواند خودش را در مصاحبه شغلی بسیار خوب نشان دهد (عرضه کند).
- Du solltest dich nicht unter Wert verkaufen.نباید خودت (تواناییهایت) را کمتر از ارزش واقعی بفروشی/عرضه کنی.