verkehren

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkeːʁən/
Wortzerlegung: ver·keh·ren
فعل

رفت و آمد کردن، تردد کردن، معکوس کردن

Beispiele

  • Die Argumentation des Bürgermeisters ''hat'' meine Meinung ins Gegenteil ''verkehrt.استدلال شهردار نظر مرا به نقطه مقابل برگرداند.
  • Auch wer, wo alles ''verkehrt'' verkehrt, ''verkehrt'' verkehrt, verkehrt ''verkehrt.حتی کسی که در جایی که همه چیز برعکس است، برعکس عمل می‌کند، برعکسِ برعکس عمل می‌کند.
  • Die einstige Freude über die WM ''hat sich'' in Ärger auf die Regierung und auf die Fußballfunktionäre ''verkehrt.خوشحالی اولیه از جام جهانی به خشم نسبت به دولت و مقامات فوتبال تبدیل شد.

Bedeutungen

1 ohne Objekt

رفت و آمد کردن، تردد کردن (وسایل نقلیه یا افراد)

  • Auf dieser Straße verkehren viele Busse.در این خیابان اتوبوس‌های زیادی تردد می‌کنند.
  • Züge verkehren hier stündlich.قطارها هر ساعت در اینجا رفت و آمد می‌کنند.
2 mit + Dativ

معاشرت کردن، رابطه داشتن (با افراد)

  • Er verkehrt nur mit reichen Leuten.او فقط با افراد ثروتمند معاشرت می‌کند.
  • Sie verkehrt in den besten Kreisen der Stadt.او در بهترین محافل شهر رفت و آمد دارد.
3 mit + Dativ

(قدیمی یا رسمی) رابطه جنسی داشتن

  • Es wurde bekannt, dass er mit ihr verkehrte.معلوم شد که او با او رابطه جنسی داشته است.
  • Sie verkehrten heimlich miteinander.آنها مخفیانه با یکدیگر رابطه جنسی داشتند.