verkehrsüblich

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkeːɐ̯sˌyːplɪç/
Worttrennung: ver·kehrs·üb·lich
صفت

متداول در ترافیک/رفت و آمد، معمول در عرف تجاری/حقوقی

Bedeutungen

1

آنچه که در عرف، رویه یا شرایط معمول ترافیک یا رفت و آمد رایج است؛ همچنین در معنای عمومی‌تر، عرفی و معمول در معاملات یا امور حقوقی.

  • Die Geschwindigkeit war für die gegebenen Verkehrsverhältnisse völlig verkehrsüblich.سرعت برای شرایط ترافیکی موجود کاملاً متداول بود.
  • Diese Klausel ist in solchen Verträgen durchaus verkehrsüblich.این بند در چنین قراردادهایی کاملاً معمول است.
  • Er parkte sein Auto auf eine verkehrsübliche Weise.او ماشینش را به روشی معمول در ترافیک پارک کرد.