verkehren
رفت و آمد کردن، تردد کردن، معکوس کردن
Beispiele
- Die Argumentation des Bürgermeisters ''hat'' meine Meinung ins Gegenteil ''verkehrt.استدلال شهردار نظر مرا به نقطه مقابل برگرداند.
- Auch wer, wo alles ''verkehrt'' verkehrt, ''verkehrt'' verkehrt, verkehrt ''verkehrt.حتی کسی که در جایی که همه چیز برعکس است، برعکس عمل میکند، برعکسِ برعکس عمل میکند.
- Die einstige Freude über die WM ''hat sich'' in Ärger auf die Regierung und auf die Fußballfunktionäre ''verkehrt.خوشحالی اولیه از جام جهانی به خشم نسبت به دولت و مقامات فوتبال تبدیل شد.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
رفت و آمد کردن، تردد کردن (وسایل نقلیه یا افراد)
- Auf dieser Straße verkehren viele Busse.در این خیابان اتوبوسهای زیادی تردد میکنند.
- Züge verkehren hier stündlich.قطارها هر ساعت در اینجا رفت و آمد میکنند.
2
mit + Dativ
معاشرت کردن، رابطه داشتن (با افراد)
- Er verkehrt nur mit reichen Leuten.او فقط با افراد ثروتمند معاشرت میکند.
- Sie verkehrt in den besten Kreisen der Stadt.او در بهترین محافل شهر رفت و آمد دارد.
3
mit + Dativ
(قدیمی یا رسمی) رابطه جنسی داشتن
- Es wurde bekannt, dass er mit ihr verkehrte.معلوم شد که او با او رابطه جنسی داشته است.
- Sie verkehrten heimlich miteinander.آنها مخفیانه با یکدیگر رابطه جنسی داشتند.