verkehrt

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkeːɐ̯t/
Worttrennung: ver·kehrt
صفت

اشتباه، غلط، برعکس

Bedeutungen

1

نادرست، اشتباه یا غلط بودن چیزی؛ عدم تطابق با واقعیت، حقیقت یا انتظار.

  • Deine Antwort auf die Frage ist leider verkehrt.متأسفانه پاسخ شما به سؤال اشتباه است.
  • Ich habe den Weg verkehrt herum gelernt und bin falsch abgebogen.من مسیر را اشتباه یاد گرفته بودم و پیچ اشتباهی را رفتم.
  • Wenn du denkst, dass das richtig ist, dann liegst du völlig verkehrt.اگر فکر می‌کنی این درست است، پس کاملاً در اشتباهی.
2

برعکس، وارونه یا در جهت مخالف. اشاره به موقعیت یا جهت غیرمعمول یا معکوس.

  • Die Uhr an der Wand hängt verkehrt.ساعت روی دیوار برعکس آویزان است.
  • Er trug sein T-Shirt verkehrt herum.او تی‌شرت خود را برعکس پوشیده بود.
  • Die Zahlen auf dem Display erschienen verkehrt herum.اعداد روی صفحه نمایش به صورت برعکس ظاهر شدند.