verkennen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkɛnən/
Wortzerlegung: ver·ken·nen
فعل

اشتباه قضاوت کردن، دست‌کم گرفتن، نادرست ارزیابی کردن

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) verkennen

ارزش، خطر، واقعیت یا توانایی کسی/چیزی را اشتباه ارزیابی کردن یا اهمیت آن را ندیدن

  • Er hat die Gefahr der Situation völlig verkannt.او خطر شرایط را کاملاً اشتباه ارزیابی کرده بود.
  • Man sollte seine Fähigkeiten nicht verkennen.نباید توانایی‌های او را دست‌کم گرفت (اشتباه شناخت).