verkennen
اشتباه قضاوت کردن، دستکم گرفتن، نادرست ارزیابی کردن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) verkennen
ارزش، خطر، واقعیت یا توانایی کسی/چیزی را اشتباه ارزیابی کردن یا اهمیت آن را ندیدن
- Er hat die Gefahr der Situation völlig verkannt.او خطر شرایط را کاملاً اشتباه ارزیابی کرده بود.
- Man sollte seine Fähigkeiten nicht verkennen.نباید تواناییهای او را دستکم گرفت (اشتباه شناخت).