verketzern
تکفیر کردن، بدعتگذار خواندن، مورد حمله قرار دادن
Beispiele
- Du bist und bleibst ein Idealist, Jörg. Die brauchen doch jemanden den sie ''verketzern'' können, der für alle Untaten herhalten muß.تو یک آرمانگرا باقی خواهی ماند، یورگ. آنها به کسی نیاز دارند که بتوانند او را تکفیر کنند، کسی که باید پاسخگوی تمام اشتباهات باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به عنوان بدعتگذار یا مرتد محکوم کردن، معمولاً در زمینه مذهبی یا ایدئولوژیک.
- Im Mittelalter wurden viele Wissenschaftler verketzert.در قرون وسطی بسیاری از دانشمندان مرتد شمرده شدند.
- Er wurde von der Kirche verketzert und exkommuniziert.او توسط کلیسا تکفیر و طرد شد.