verklären

Aussprache: /fɛɐ̯ˈklɛːʁən/
Worttrennung: ver·klä·ren
فعل

ایده‌آل جلوه دادن، آرمانی کردن، اسطوره‌سازی کردن، نورانی/روحانی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas/jemanden verklären)

چیزی (مانند گذشته، شخص یا رخداد) را زیباتر، بهتر یا بی‌نقص‌تر از آنچه واقعاً هست جلوه دادن؛ ایده‌آل‌سازی منتقدانه‌نشده.

  • Er verklärt oft seine Kindheit, obwohl sie schwierig war.او اغلب دوران کودکی‌اش را آرمانی جلوه می‌دهد، هرچند دشوار بود.
  • Die Kunst verklärt die Realität.هنر واقعیت را ایده‌آل جلوه می‌دهد.
2 Akkusativ (etwas/jemanden verklären) / sich verklären

جلوه‌ای روحانی، درخشان، آرامش‌بخش یا شکوهمند به چهره یا چیزی بخشیدن (یا گرفتن).

  • Ihr Gesicht war von einem sanften Licht verklärt.چهره‌اش با نوری ملایم نورانی شده بود.
  • In diesem Moment schien er verklärt zu sein.در آن لحظه به نظر می‌رسید که او روحانی شده است.