verklären
ایدهآل جلوه دادن، آرمانی کردن، اسطورهسازی کردن، نورانی/روحانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden verklären)
چیزی (مانند گذشته، شخص یا رخداد) را زیباتر، بهتر یا بینقصتر از آنچه واقعاً هست جلوه دادن؛ ایدهآلسازی منتقدانهنشده.
- Er verklärt oft seine Kindheit, obwohl sie schwierig war.او اغلب دوران کودکیاش را آرمانی جلوه میدهد، هرچند دشوار بود.
- Die Kunst verklärt die Realität.هنر واقعیت را ایدهآل جلوه میدهد.
2
Akkusativ (etwas/jemanden verklären) / sich verklären
جلوهای روحانی، درخشان، آرامشبخش یا شکوهمند به چهره یا چیزی بخشیدن (یا گرفتن).
- Ihr Gesicht war von einem sanften Licht verklärt.چهرهاش با نوری ملایم نورانی شده بود.
- In diesem Moment schien er verklärt zu sein.در آن لحظه به نظر میرسید که او روحانی شده است.