verklären
ایدهآل جلوه دادن، آرمانی کردن، اسطورهسازی کردن، نورانی/روحانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden verklären)
چیزی (مانند گذشته، شخص یا رخداد) را زیباتر، بهتر یا بینقصتر از آنچه واقعاً هست جلوه دادن؛ ایدهآلسازی منتقدانهنشده.
- In der Erinnerung verklärt man oft die Vergangenheit und vergisst die damaligen Probleme.انسان در خاطراتش اغلب گذشته را ایدهآل جلوه میدهد و مشکلات آن زمان را فراموش میکند.
- Man sollte historische Persönlichkeiten nicht einfach verklären, sondern kritisch betrachten.نباید شخصیتهای تاریخی را صرفاً اسطوره ساخت، بلکه باید نگاهی نقادانه به آنها داشت.
2
Akkusativ / sich verklären
جلوهای روحانی، درخشان، آرامشبخش یا شکوهمند به چهره یا چیزی بخشیدن (یا گرفتن).
- Ein seliges Lächeln verklärte ihr Gesicht.لبخندی شادمانه چهرهاش را روحانی و درخشان ساخت.
- Beim Abendrot verklärten sich die Gipfel der Berge.هنگام شفق غروب، قلههای کوهها جلوهای رؤیایی و شکوهمند به خود گرفتند.