verklappen
دریختن زباله یا مواد سمی در دریا
Beispiele
- Nach Protesten von Umweltverbänden hörten Deutschland und Großbritannien auf, Abfälle zu ''verklappen.پس از اعتراضات گروههای محیط زیستی، آلمان و بریتانیا دست از تخلیه زبالهها در دریا برداشتند.
- Zwischen den 1950er und 80er Jahren wurde nuklearer Abfall als günstige und einfache Lösung im Ozean ''verklappt.بین دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۸۰، زبالههای هستهای به عنوان یک راهحل ارزان و آسان در اقیانوس تخلیه میشدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
زباله یا مواد زائد را دفع کردن، به خصوص در دریا یا زیر زمین.
- Viele Länder verklappen ihren Müll im Meer.بسیاری از کشورها زبالههای خود را در دریا دفع میکنند.
- Das Verklappen von Giftmüll ist streng verboten.دفع زبالههای سمی به شدت ممنوع است.