verklausuliert

Aussprache: /fɛɐ̯klaʊ̯zuˈliːɐ̯t/
Worttrennung: ver·klau·su·liert
صفت

پیچیده، مبهم (با بند و تبصره)

Bedeutungen

1

به گونه‌ای بیان شده که معنای آن به راحتی قابل درک نیست؛ مبهم، پیچیده و اغلب با بندها و تبصره‌های زیاد.

  • Seine Antwort war sehr verklausuliert und schwer zu verstehen.پاسخ او بسیار پیچیده و دشوار برای فهم بود.
  • Der Vertrag enthielt viele verklausulierte Formulierungen.قرارداد حاوی بسیاری از عبارات مبهم بود.
  • Er drückte seine Meinung auf eine verklausulierte Weise aus.او نظر خود را به شیوه‌ای مبهم بیان کرد.