verkleben
با چسب متصل کردن، مسدود کردن با چسب، به هم چسبیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ mit + Dativ)
قطعات یا سطوح را با چسب به یکدیگر متصل ساختن یا بستن
- Die beiden Holzteile müssen sorgfältig verklebt werden.دو قطعه چوبی باید با دقت به هم چسبانده شوند.
- Hast du den Briefumschlag schon verklebt?آیا پاکت نامه را چسباندی (بستی)؟
2
Akkusativ / (ohne Objekt)
با مادهای چسبناک مسدود کردن یا به هم چسبیدن (ناخواسته)
- Durch die Erkältung waren die Augen des Kindes morgens verklebt.به دلیل سرماخوردگی، پلکهای کودک صبح به هم چسبیده بودند.
- Die Fenster wurden mit Schutzfolie verklebt.پنجرهها با فویل محافظ پوشانده (مسدود) شدند.