verklinkern
آجرکاری کردن، نمای آجری زدن
Beispiele
- Wir möchten die Fassade an unserem Haus nachträglich ''verklinkern.ما میخواهیم نمای بیرونی خانهمان را بعداً آجرکاری کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
نمای یک ساختمان یا دیوار را با آجر کلینکر (نوعی آجر مقاوم) پوشاندن یا آجرکاری کردن.
- Das neue Haus wurde mit hochwertigen Klinkerziegeln verklinkert.خانه جدید با آجرهای کلینکر با کیفیت بالا نما شد.
- Man hat die Fassade des Gebäudes komplett verklinkert.نمای ساختمان به طور کامل با آجر کلینکر پوشانده شد.