verkneten
ورز دادن (خمیر)
Beispiele
- Die Zutaten rasch mit den Händen zu einem geschmeidigen Teig ''verkneten.مواد را به سرعت با دست ورز دهید تا خمیر لطیفی به دست آید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را (معمولاً خمیر یا مواد مشابه) با فشار و حرکت دستها ورز دادن تا یکدست شود یا به شکل خاصی درآید.
- Man muss den Teig gut verkneten, damit er schön elastisch wird.باید خمیر را خوب ورز داد تا کشسان شود.
- Sie verknetete die Zutaten zu einer glatten Masse.او مواد را ورز داد تا به یک توده یکدست تبدیل شود.