فعل
جوشیدن و تبخیر شدن (مایعات)، له شدن و از بین رفتن (غذا در اثر جوشیدن زیاد)
معانی و تعاریف verkochen:
- چیزی را بیش از حد پختن، طوری که له یا خراب شود (متعدی)
- در اثر پخت زیاد له شدن یا از بین رفتن (لازم)
- مایعی در اثر جوشیدن زیاد تبخیر شدن و کم شدن (لازم)
جملات نمونه برای verkochen:
In der Anlage ist das ganze Wasser ''verkocht,'' was dann zur Notabschaltung führte.
تمام آب در دستگاه جوشیده و تبخیر شد که منجر به خاموشی اضطراری شد.
Klöße ''verkochen'' unglaublich schnell und sehen dann so zerfallen unappetitlich aus.
دامپلینگها (نوعی غذای آلمانی) به طرز باورنکردنی سریع له میشوند و از بین میروند و سپس به شکلی از هم پاشیده و ناخوشایند به نظر میرسند.
Ich habe nicht auf die Uhr geschaut und die Klöße ''verkocht.''
من حواسم به ساعت نبود و دامپلینگها له شدند و از بین رفتند.