verkoken

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkoːkn̩/
Wortzerlegung: ver·ko·ken
فعل

به کک تبدیل کردن، کک‌سازی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ماده‌ای (مانند زغال سنگ یا نفت) را با حرارت بالا به کک یا کربن تبدیل کردن.

  • In der Industrie wird Erdöl zu Koks verkoken.در صنعت، نفت خام به کک تبدیل می‌شود.
  • Die Anlage ist darauf ausgelegt, Kohle zu verkoken.این تأسیسات برای کک کردن زغال سنگ طراحی شده است.
2 ohne Objekt (intransitiv)

خودش به کک یا کربن تبدیل شدن (معمولاً در اثر حرارت زیاد).

  • Bei zu hoher Temperatur kann das Öl im Motor verkoken.در دمای بیش از حد بالا، روغن در موتور می‌تواند کربنیزه شود.
  • Die Rückstände im Ofen sind völlig verkokt.باقیمانده‌ها در کوره کاملاً کربنیزه شده‌اند.