verkoken
به کک تبدیل کردن، ککسازی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مادهای (مانند زغال سنگ یا نفت) را با حرارت بالا به کک یا کربن تبدیل کردن.
- In der Industrie wird Erdöl zu Koks verkoken.در صنعت، نفت خام به کک تبدیل میشود.
- Die Anlage ist darauf ausgelegt, Kohle zu verkoken.این تأسیسات برای کک کردن زغال سنگ طراحی شده است.
2
ohne Objekt (intransitiv)
خودش به کک یا کربن تبدیل شدن (معمولاً در اثر حرارت زیاد).
- Bei zu hoher Temperatur kann das Öl im Motor verkoken.در دمای بیش از حد بالا، روغن در موتور میتواند کربنیزه شود.
- Die Rückstände im Ofen sind völlig verkokt.باقیماندهها در کوره کاملاً کربنیزه شدهاند.