verkonsemaknispeln
پیچیده کردن، بغرنج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verkonsemaknispeln)
پیچیده کردن عمدی یا ناخواسته یک موضوع، فرآیند یا بحث با افزودن جزئیات غیرضروری، اصطلاحات تخصصی نامفهوم یا مراحل اضافی، به طوری که درک آن دشوار شود.
- Bitte verkomplizieren Sie die Sache nicht unnötig.لطفاً موضوع را بیجهت پیچیده نکنید.
- Die neue Regelung hat die Bürokratie nur noch weiter verkompliziert.مقررات جدید تنها بوروکراسی را بیشتر پیچیده کرده است.