verkriechen
خود را پنهان کردن، در لاک خود فرو رفتن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + Präposition (in, unter, etc.) verkriechen
خزیدن به مکانی برای پنهان شدن، خود را مخفی کردن (معمولاً به دلیل ترس، خجالت یا شرم).
- Nach der Niederlage verkroch er sich in seinem Zimmer.پس از شکست، او خود را در اتاقش پنهان کرد.
- Das Kind verkroch sich unter der Decke, als es den Donner hörte.کودک وقتی صدای رعد را شنید، خود را زیر پتو پنهان کرد.
2
sich (Akkusativ) verkriechen
پنهان شدن در لانه یا پناهگاه (برای حیوانات).
- Der Igel verkroch sich im Laub, um zu überwintern.جوجه تیغی برای زمستانگذرانی در میان برگها پنهان شد.
- Bei Gefahr verkriechen sich die kleinen Tiere schnell in ihre Bauten.حیوانات کوچک در هنگام خطر، به سرعت در لانههای خود پنهان میشوند.