verkriechen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkʁiːçn̩/
Worttrennung: ver·krie·chen
فعل

خود را پنهان کردن، در لاک خود فرو رفتن

Bedeutungen

1 sich + Präposition

خزیدن به جایی برای پنهان شدن، خود را پنهان کردن (معمولاً از خجالت، ترس یا شرم)

  • Nach dem Fehler wollte er sich am liebsten unter dem Tisch verkriechen.بعد از اشتباه، او ترجیح می‌داد زیر میز پنهان شود.
  • Die Maus verkroch sich schnell in ihr Loch.موش به سرعت به سوراخش خزید.
2 sich

(حیوان) به پناهگاه خود خزیدن، پنهان شدن

  • Der Igel verkroch sich für den Winterschlaf.جوجه‌تیغی برای خواب زمستانی پنهان شد.
  • Bei Gefahr verkriechen sich die Tiere in ihre Höhlen.در هنگام خطر، حیوانات به غارهایشان پناه می‌برند.