verkuppeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkʊpl̩n/
Wortzerlegung: ver·kup·peln
فعل

معرفی کردن دو نفر به همدیگر برای ازدواج یا دوستی، واسطه‌گری عاطفی کردن

Beispiele

  • Ich glaube, die versuchen uns zu ''verkuppeln''.فکر می‌کنم آن‌ها دارند سعی می‌کنند ما را به هم وصل کنند (برای دوستی).

Bedeutungen

1 Akkusativ

دو نفر را به هم معرفی کردن به قصد رابطه عاشقانه یا ازدواج.

  • Meine Freundin hat mich mit meinem Mann verkuppelt.دوستم من را با شوهرم آشنا کرد.
  • Er versucht ständig, seine Freunde zu verkuppeln.او دائماً سعی می‌کند دوستانش را به هم جوش دهد.