verlässlich

Aussprache: /fɛɐ̯ˈlɛslɪç/
Worttrennung: ver·läss·lich
صفت

قابل اعتماد، مطمئن، اتکاپذیر

Bedeutungen

1

کسی یا چیزی که می‌توان به او یا آن اعتماد کرد؛ قابل اتکا و مطمئن.

  • Sie ist eine sehr verlässliche Mitarbeiterin, auf die man sich immer verlassen kann.او یک کارمند بسیار قابل اعتماد است که همیشه می‌توان روی او حساب کرد.
  • Wir brauchen verlässliche Informationen für unsere Entscheidung.ما برای تصمیم‌گیری به اطلاعات قابل اعتماد نیاز داریم.
  • Sein verlässlicher Charakter macht ihn zu einem guten Freund.شخصیت اتکاپذیر او، او را به دوستی خوب تبدیل کرده است.
2

چیزی که به طور مداوم و بدون خطا کار می‌کند یا نتیجه می‌دهد؛ پایدار و ثابت.

  • Das Wetter in den Bergen ist nicht immer verlässlich.هوا در کوهستان همیشه قابل پیش‌بینی نیست.
  • Die neue Software ist überraschend verlässlich.نرم‌افزار جدید به طرز شگفت‌آوری پایدار است.
  • Ein verlässlicher Wecker ist wichtig, um pünktlich aufzuwachen.یک ساعت زنگ‌دار مطمئن برای بیدار شدن به موقع مهم است.