verlöten
لحیم کردن، جوش دادن (با لحیم)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verlöten)
دو قطعه فلزی را با استفاده از لحیم و حرارت به هم چسباندن و اتصال دادن.
- Der Techniker muss die Drähte neu verlöten.تکنسین باید سیمها را دوباره لحیم کند.
- Wir haben die beiden Metallteile miteinander verlötet.ما دو قطعه فلزی را به هم لحیم کردیم.