verlachen
مسخره کردن، ریشخند کردن، دست انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مسخره کردن، به ریشخند گرفتن (کسی یا چیزی را به دلیل ضعف، اشتباه یا ظاهر غیرعادی)
- Die anderen Kinder verlachten ihn wegen seiner alten Kleidung.بچههای دیگر او را به خاطر لباسهای کهنهاش مسخره میکردند.
- Man sollte niemanden wegen seiner Herkunft verlachen.نباید کسی را به خاطر اصالتش مسخره کرد.