zurückverlagern
به عقب منتقل کردن، به جای اولیه برگرداندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zurückverlagern)
به عقب منتقل کردن، به جای قبلی برگرداندن، دوباره مستقر کردن.
- Die Firma plant, die Produktion in das Heimatland zurückzuverlagern.شرکت قصد دارد تولید را به کشور مبدأ بازگرداند.
- Wir müssen die Möbel zurückverlagern, bevor der Umzug beginnt.ما باید قبل از شروع اسبابکشی، اثاثیه را به جای قبلی برگردانیم.
2
Akkusativ (etwas zurückverlagern)
تمرکز یا مسئولیت را به عقب برگرداندن، به حالت قبلی بازگرداندن.
- Er versuchte, die Verantwortung für den Fehler auf seinen Kollegen zurückzuverlagern.او سعی کرد مسئولیت اشتباه را به همکارش بازگرداند.
- Die Regierung will die Entscheidungsgewalt wieder auf die lokalen Behörden zurückverlagern.دولت میخواهد قدرت تصمیمگیری را دوباره به مقامات محلی بازگرداند.