verlangen
خواستن، مطالبه کردن، تقاضا کردن
Beispiele
- Ich ''verlange'' von ihnen, dass sie ordentliche Arbeit abliefern!من از آنها مطالبه میکنم که کار درستی تحویل دهند!
- Der Gast ''verlangt'' gutes Essen und Luxus von einem Fünfsternehotel.مهمان از یک هتل پنج ستاره غذای خوب و لوکس مطالبه میکند.
- 1933 veröffentlicht er den Aufsatz ‚Die Kirche vor der Judenfrage‘ und ''verlangt'' darin von der Kirche, nicht nur den Opfern der staatlichen Gewalt zu helfen, sondern auch aktiven Widerstand zu leisten – ‚dem Rad selbst in die Speichen fallen‘.او در سال ۱۹۳۳ مقاله „کلیسا در برابر مسئله یهود“ را منتشر میکند و در آن از کلیسا میخواهد که نه تنها به قربانیان خشونت دولتی کمک کند، بلکه مقاومت فعالی نیز نشان دهد – „چوب للای چرخ گذاشتن“».
Bedeutungen
1
Akkusativ (von + Dativ für Person)
چیزی را درخواست کردن، مطالبه کردن.
- Er verlangt eine Erklärung von ihr.او از او توضیح میخواهد.
- Die Arbeit verlangt viel Konzentration.این کار تمرکز زیادی میطلبد.
2
nach + Dativ
آرزو کردن، میل شدید داشتن به چیزی.
- Sie verlangt nach Ruhe.او به آرامش نیاز دارد (آرزوی آرامش دارد).
- Mein Herz verlangt nach dir.قلبم تو را میخواهد (مشتاق توست).