verlassen
ترک کردن، رها کردن، اعتماد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مکانی را ترک کردن، از جایی خارج شدن یا رفتن
- Er hat das Büro pünktlich um 18 Uhr verlassen.او دفتر کار را رأس ساعت ۱۸ ترک کرد.
- Viele junge Menschen verlassen die ländlichen Regionen.بسیاری از جوانان مناطق روستایی را ترک میکنند.
2
Akkusativ
کسی یا همسری را رها کردن، تنها گذاشتن و قطع رابطه کردن
- Sie hat ihren Partner nach 5 Jahren Beziehung verlassen.او شریک زندگیاش را پس از ۵ سال رابطه رها کرد.
- Er würde seine Familie in einer Krise niemals verlassen.او هرگز خانوادهاش را در یک بحران رها نمیکند.
3
sich + auf + Akkusativ
به کسی یا چیزی اعتماد کردن، تکیه کردن (انعکاسی)
- Du kannst dich absolut auf mich verlassen.تو میتوانی کاملاً به من اعتماد کنی.
- Ich verlasse mich ungern auf das Wetterglück.من دوست ندارم به شانسِ آبوهوا تکیه کنم.