فعل
ترک کردن، رها کردن
معانی و تعاریف verlassen:
- مکانی را ترک کردن، از جایی رفتن
- به کسی یا چیزی اعتماد کردن، تکیه کردن (به صورت انعکاسی)
- کسی را رها کردن، تنها گذاشتن، در تنگنا گذاشتن
جملات نمونه برای verlassen:
Er ''verließ'' das Haus wie jeden Werktag um sieben Uhr.
او خانه را مثل هر روز کاری ساعت هفت ترک کرد.
„Junge Frauen ''verlassen'' Ostdeutschland in Scharen.“
«زنان جوان دسته دسته آلمان شرقی را ترک میکنند.»
Er hat das Haus um 8 Uhr verlassen.
او ساعت ۸ خانه را ترک کرد.