verlausen
آلوده شدن به شپش، شپش گرفتن
Beispiele
- Du weißt, dass man sich immer waschen muss, sonst ''verlaust'' man.میدانی که همیشه باید حمام کنی، وگرنه شپش میگیری.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
شپش گرفتن، شپشزده شدن (معمولاً در مورد حیوانات یا افراد در شرایط نامناسب بهداشتی)
- Das Tier war völlig verlaust und musste behandelt werden.حیوان کاملاً شپشزده بود و باید درمان میشد.
- In den alten Zeiten konnten sich die Menschen leicht verlausen.در دوران قدیم، مردم به راحتی شپش میگرفتند.