verleasen
اجاره دادن (بلندمدت)، لیزینگ کردن
Beispiele
- Die Firma ''verleast'' ihre Nutzfahrzeuge ausschließlich an Firmenkunden.این شرکت وسایل نقلیه تجاری خود را منحصراً به مشتریان شرکتی اجاره میدهد.
- Sie entschloss sich dann, die ererbte Immobilie zu ''verleasen,'' anstatt sie zu verkaufen.او تصمیم گرفت که ملک به ارث رسیده را به جای فروش، اجاره دهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را برای مدت معین و در ازای پرداخت اجاره به صورت لیزینگ واگذار کردن
- Viele Unternehmen verleasen ihre Firmenwagen.بسیاری از شرکتها خودروهای شرکتی خود را لیزینگ میکنند.
- Wir haben die Büroräume für fünf Jahre verleast.ما فضای اداری را برای پنج سال اجاره (لیزینگ) دادیم.