verleben
سپری کردن، گذراندن (زمان/دوران)
Bedeutungen
1
Akkusativ
برههای از زمان، تعطیلات یا دورهای از زندگی (مانند کودکی) را در مکانی خاص گذراندن
- Er hat seine gesamte Jugend auf dem Land verlebt.او تمام دوران جوانیاش را در روستا گذراند.
- Wir verlebten dort einen sehr entspannten Urlaub.ما در آنجا تعطیلات بسیار آرامشبخشی را سپری کردیم.