verleben

Aussprache: /fɛɐ̯ˈleːbn̩/
Wortzerlegung: ver·le·ben
فعل

سپری کردن، گذراندن (زمان/دوران)

Bedeutungen

1 Akkusativ

برهه‌ای از زمان، تعطیلات یا دوره‌ای از زندگی (مانند کودکی) را در مکانی خاص گذراندن

  • Er hat seine gesamte Jugend auf dem Land verlebt.او تمام دوران جوانی‌اش را در روستا گذراند.
  • Wir verlebten dort einen sehr entspannten Urlaub.ما در آنجا تعطیلات بسیار آرامش‌بخشی را سپری کردیم.